تبليغاتX
تامل
تامل
ارام بشتاب. " اگوستوس"
قالب وبلاگ
 

مگذار که عشق، به عادت دوست داشتن تبدیل شود!
مگذار که حتی آب دادن گل‌های باغچه، به عادت آب دادن گل‌های باغچه بدل شود
عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست، پیوسته نو کردن خواستنی‌ست که خود پیوسته، خواهان نو شدن است و دگرگون شدن.
تازگی، ذات عشق است و طراوت،بافت عشق.

[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 9:45 AM ] [ طاهره حبیبی ] [ ]
 

قانون تو تنهایی من است و تنهایی من قانون عشق
عشق ارمغان دلدادگیست و این سرنوشت سادگیست.
چه قانون عجیبی! چه ارمغان نجیبی و چه سرنوشت تلخ و غریبی!
که هر بار ستاره‌های
زندگیت را با دستهای خود راهی آسمان پر ستاره کنی 
و خود در تنهایی و
سکوت با چشمهای خیس از غرور پیوند ستاره‌ها را به نظاره نشینی
و خاموش و بی صدا به شادی ستاره‌های از تو گشته جدا دل خوش کنی
و باز هم تو بمانی و تنهایی و
دوری

 

 

[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 9:38 AM ] [ طاهره حبیبی ] [ ]

صدای خش خش برگها

صدای باد و هیاهوی

پرندگان

صدای پای تو

هنوزم در گوشم

همهمه میکنند

باید از خاطرم بگذرند هر آنچه

از توست

آنها گذشتند

با سکوت سرد خانه

و صدای تیک تیک ساعت

وطوطی در قفس

که اسم تورا مدام صدا میکند

چه کنم؟

[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 9:33 AM ] [ طاهره حبیبی ] [ ]
و گاهی لــحظه های ســــکوت

 پــر هیاهو ترین دقـایق زندگی هستند

 مــملو از آنــــــچـــه مــــی خواهیم بـگوییم ولی نــمی توانیم بگوییم ...
[ یکشنبه ششم فروردین 1391 ] [ 12:38 PM ] [ طاهره حبیبی ] [ ]
نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی...
*به حباب نگران لب یک رود قسم،*
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.
سهراب سپهری

                                             

[ یکشنبه ششم فروردین 1391 ] [ 12:18 PM ] [ طاهره حبیبی ] [ ]
جک تصویری 
[ جمعه چهارم فروردین 1391 ] [ 1:55 PM ] [ رها ] [ ]
روزی دختری از پسری که عاشقش بود پرسید : چرا مرا دوست داری ؟ چرا عاشقم هستی ؟

پسر گفت : نمی توانم دلیل خاصی را بگویم اما از اعماق قلبم دوستت دارم

دختر گفت : وقتی نمی توانی دلیلی برای دوست داشتن پیدا کنی چگونه می توانی بگویی عاشقم هستی ؟!!!!

پسر گفت : واقعا دلیلش را نمی دانم اما می توانم ثابت کنم که دوستت دارم

دختر گفت : اثبات؟!!!! نه من فقط دلیل عشقت را می خواهم . شوهر دوستم به راحتی دلیل دوست داشتنش را برای او توضیح می دهد اما تو نمی توانی این کار را بکنی !!!!

پسر گفت : خوب ... من تو رو دوست دارم چون زیبا هستی

چون صدای تو گیراست

چون جذاب و دوست داشتنی هستی

چون باملاحظه و بافکر هستی

چون به من توجه و محبت می کنی

تو را به خاطر لبخندت دوست دارم

به خاطر تمامی حرکاتت دوست دارم

دختر از سخنان پسر بسیار خشنود شد

چند روز بعد دختر تصادف کرد و به کما رفت

پسر نامه ای را کنار تخت او گذاشت

نامه بدین شرح بود :

عزیز دلم !!!تو رو به خاطر صدای گیرایت دوست دارم ..... اکنون دیگر حرف نمی زنی پس نمی توانم دوستت داشته باشم

دوستت دارم چون به من توجه و محبت می کنی ...... چون اکنون قادر به محبت کردن به من نیستی نمی توانم دوستت داشته باشم

تو را به خاطر لبخندت و تمامی حرکاتت دوست دارم ..... آیا اکنون می توانی بخندی ؟ می توانی هیچ حرکتی بکنی ؟ ...... پس دوستت ندارم

اگر عشق احتیاج به دلیل داشته باشد در زمان هایی مثل الان هیچ دلیلی برای دوست داشتنت ندارم

آیا عشق واقعا به دلیل نیاز داره؟

نه

و من هنوز دوستت دارم و عاشقت هستم.

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم
[ جمعه چهارم فروردین 1391 ] [ 1:51 PM ] [ رها ] [ ]
گیرم همه جای جهان جهنم!
گیرم دست های زمین
بی بذر و
بی خنده
گیرم چنته ی زمان
بی عشق و
بی "هر چه تو می گویی" اصلا!

کافی بود کمی
فقط کمی
پنجره را باز کنی...!
همین!

زندگی
از پنجره های بسته رد نمی شود!
[ پنجشنبه سوم فروردین 1391 ] [ 3:5 PM ] [ رها ] [ ]
کم کم یاد خواهی گرفت

تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را

اینکه عشق تکیه کردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر

و یاد می‌گیری که بوسه‌ها قرارداد نیستند

و هدیه‌ها، معنی عهد و پیمان نمی‌دهند.


کم کم یاد میگیری

که حتی نور خورشید هم می‌سوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری

باید باغ ِ خودت را پرورش دهی به جای اینکه

منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.

یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی

که محکم باشی پای هر خداحافظی

یاد می‌گیری که خیلی می‌ارزی.

(خورخه لوییس بورخس)
[ پنجشنبه سوم فروردین 1391 ] [ 3:2 PM ] [ رها ] [ ]
 

 

تو سکوت میکنی و
فریاد زمانم را نمی شنوی !
یک روز !
من سکوت خواهم کرد و
تو آن روز
...برای اولین بار
مفهوم "دیر شدن " را خواهی فهمید

[ پنجشنبه سوم فروردین 1391 ] [ 2:58 PM ] [ رها ] [ ]
                                      در مورد عید نوروز

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند
یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم
که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم
چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد

                             سال نو مبارک

                                 
               

                                                       

[ دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 ] [ 6:44 PM ] [ طاهره حبیبی ] [ ]
                          ویکتور هوگو 

قبل از هر چیز برایت آرزو می کنم که  عاشق شوی.

و اگر هم هستی، کسی به تو عشق ورزد.

و اگر اینگونه نیست، تنهاییت کوتاه باشد،

و پس از تنهاییت از کسی نفرت نیابی.

 

 

 

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 ] [ 7:15 PM ] [ طاهره حبیبی ] [ ]
                         

 تو آیا عاشقی کردی، بفهمی عشق یعنی چه؟!

تو آیا با شقایق بودی گاهی؟

نشستی پای اشک شمع گریان تا سحر یک شب؟!

تو آیا قاصدک های رها را دیده ای هرگز،

که از شرم نبود شاد پیغامی،

میان کوچه ها سرگشته می چرخند؟!


ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 5:5 PM ] [ طاهره حبیبی ] [ ]
سلام. فکر کنم این آخرین مطلبی هستش که تو این وبلاگ میذارم حداقلش با این نام،آخه قراره واسه همیشه با این شخصیت خداحافظی کنم و به قول دکتر آزمندیان به "انسان زیبای دیگری" تبدیل بشم.

حرف آخر:

 ۱.همیشه سعی کنیم با آغوش باز پذیرای حقایق باشیم و همیشه با حقایق زندگی کنیم.من اعتقاد دارم خیلی از چیزا تو زندگی هست که کافیه اراده کنی تا به دستشون بیاری چون اونا به خودت بستگی دارن به تلاشت،به برنامه ریزیت،به اینکه بتونی یه مشاور و استاد خوب پیدا کنی،به اینکه بفهمی کی ندای درونته که تو رو از کاری باز میداره و کی ترس و شک الکی(یه جمله از دکتر شریعتی یادم اومد.فکر کنم گفتنش خالی از لطف نباشه."شک گذرگاه خوبیه ولی توقفگاه خوبی نیست")و.......

اما در مقابل خیلی از اتفاقات هستن که رخ دادن یا ندادنشون دست ما نیست و تنها کاری که از دست ما بر میاد اینکه "شجاعانه" اونا رو بپذریم.

البته اینم خیلی مهمه که ما فرق این دو رو بدونیم.در واقع اصلی ترین قسمت کار همین جاست!

۲همیشه برای اصلاح کردن محیط اطرافتون از خودمون شروع کنیم.

۳.و یادمون باشه"ما مدیر و مسئول زندگی خودمون هستیم"پس همیشه سعی کنیم مدیر لایقی باشیم. اما توصیه های...

 ۴.همیشه یادمون باشه که توی محبت هم نباید اسراف کرد،فکر کنم این جمله از دکتر شریعتیه که میگه "دوست داشتن کسی که لایق محبت نیست اسراف محبته"

. ۵.یادمون باشه خیلیا اصلا اونجوری که نشون میدن نیستن.هیچ وقت از روی ظاهر دل نبندین.

 ۶بعضی ها یه جور عقده ی شخصیتی دارن که دوست دارن احساسات بقیه رو به بازی بگیرن.مواظب باشید تو دام این افراد نیفتید.

 ۷.هیچ وقت برای یه چیز احتمالی شانس های خوب زندگیتونو از دست ندین.

آخرین حرف تبعیدی ونوس:

 همیشه سعی کنیم خودمون باشیم.

چون فقط "منم"که بی نظیرم

 ولی اگه قرار باشه از دیگران تقلید کنیم و نقاب اونا رو به چهره بزنیم

میشیم یه کپی از اونا

و هیچ ووقت کپی برابر اصل نیست!

 بهتره نسخه ی اصل خودمون باشیم تا یه کپی از دیگران!

 همیشه به خودمون اعتماد داشته باشیم

و خودمونو لایق بهترینا بدونیم.

یا علی.

[ یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 ] [ 0:13 AM ] [ tabeidiye venoOs ] [ ]
نکوهش مکن چرخ نیلوفری را/برون کن ز سر باد خیره سری را

تو چون خود کنی اختر خویش را بد/مدار از فلک چشم نیک اختری را

[ شنبه سیزدهم اسفند 1390 ] [ 4:2 PM ] [ طاهره حبیبی ] [ ]

حاصل اعتقاد یک کودک

به این که خورشید هیچگاه

 قلب او را نمیشکند

تولد یک آدم برفی است......

[ شنبه سیزدهم اسفند 1390 ] [ 12:12 PM ] [ tabeidiye venoOs ] [ ]

 

دیگران را بگذار

دل به آفتاب بسپار

نگاه کن چگونه هر بامداد

 صبور و سربلند

از شانه های خاکستری صبح بالا می اید

و ستارگان

چگونه از روشناییش شرمنده میشوند

خاموش میشوند

دیگران را بگذار.......

                                            "سلمان هراتی"

[ جمعه دوازدهم اسفند 1390 ] [ 10:28 PM ] [ طاهره حبیبی ] [ ]
به امروز بنگر

زیرا زندگی است

نفس زندگی است

در زمان اندک آن

واقعیت ها و دگرگونی های هستی شما نهفته است

شادمانی رشد

شکوه عمل

عظمت انجام کارهای بزرگ.....

دیروز جز یک رویا نیست

و فردا جز یک خیال

امروز اگر زیبا زندگی کنی

دیروز تو سرشار از رویای شادمانی خواهد بود

و فردای تو تصویری از امید

پس....

به امروز خوب بنگر و به سپیده بگو ....*درود*.

[ جمعه دوازدهم اسفند 1390 ] [ 7:1 PM ] [ طاهره حبیبی ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

امکانات وب

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس